تغییر باور

باغبان موظف شده بود تا با حذف درختان، باغ را برای کاشت محصولات جدید آماده کند. باغ پر از درختان قدیمی و بعضاً نهال‌های تازه کاشته شده بود. او در ابتدا تنه‌ی درختان را با اره‌ی برقی به‌سرعت قطع کرد و خود را آماده‌ی بیرون کشیدن ریشه‌ها از زمین کرد. قسمتی از درخت که حذف آن مهم‌تر از بخش‌های دیگر درخت است. درواقع حذف آن یعنی خروج کامل درخت از باغ. باغبان نهال‌های تازه کاشته شده را به‌راحتی از خاک خارج کرد. پس‌ازآن نوبت به درختان یک‌ساله رسید؛ برای تخلیه ریشه از خاک، انرژی بیشتری لازم بود. این کار هم با موفقیت صورت گرفت. این بار حذف درختان دو و سه ساله به‌سختی و با صرف انرژی فراوان انجام شد. اما نه باغبان دیگر توان ادامه‌ی وظیفه‌ی محول شده را داشت و نه به‌راحتی می‌توانست این کار را بکند. ریشه‌ی درختان قدیمی‌تر  عمق بیشتری از زمین اطراف خود را به تصرف درآورده بودند و این موضوع کار را برای او سخت‌تر می‌کرد.
در زندگی واقعی نیز باورها نقش همین ریشه‌ها را ایفا می‌کنند. به قول دارن هاردی در کتاب استثنا باشید،
هرقدر تغییر سیستم باورهای خود را به‌عقب بیندازید، تغییر آن‌ها برایتان دشوارتر خواهد شد. به‌طورکلی تغییر باورها کار دشواری است؛ اما باید همیشه این را به یاد داشته باشید. در غیر این صورت باید قبول کنید که هیچ‌وقت نباید به فکر موفقیت باشید، زیرا هیچ راهی، هیچ روشی و هیچ سمیناری نیست که بتواند بر سیستم باور شما غلبه کند؛ اما اگر حقیقت را در مورد باور بدانید، تغییر آن امکان‌پذیر است. باور یک مهارت است.
ازآنجاکه باور یک سلاح خوب برای رسیدن به موفقیت است، باید به‌طور ویژه‌ای موردتوجه قرار گیرد. باورها از درون خانواده شکل می‌گیرد، در جامعه ارتقا می‌یابد و در درون ما شروع به خودنمایی و اثرگذاری می‌کند. این‌گونه باور خارج از  اختیار ما و بر اساس یک عادت روتین شکل می‌گیرد و رشد پیدا می‌کند. باوری که زندگی ما را می‌سازد و تأثیر مستقیمی بر روی آن می‌گذارد. 
عمرمحدود، مشغله‌های فکری روزانه، توجه به لذت‌های آنی، عدم مدیریت و ناتوانی در اولویت‌بندی مسائل پیرامون، عواملی هستند که ما را از بررسی باورهایمان دور می‌کنند. عدم بررسی باور  یعنی عدم تلاش لازم جهت تغییرات باور. 
باورهای اشتباه نه تنها آینده‌ی خودمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد بلکه به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی اطرافیانمان نیز اثر می‌گذارد.
راه‌حل چیست؟ 
برای پذیرش تغییر کردن یک هفته زمان لازم است. 
روز اول: 
در روز اول حداقل پنج مورد از خصوصیات خوب و پنج مورد از خصوصیات بد خود را بر روی یک برگه یادداشت کنید. فکر کردن در مورد این موضوع به ما کمک می‌کند تا بر روی خصوصیات خود بدون در نظر گرفتن داوری‌های یک‌طرفه تمرکز کنیم. هرچقدر زمان بیشتری برای تکمیل آن صرف کنید، نشان می‌دهد که شما تا به این لحظه به خصلت‌هایی که دارید هیچ‌گونه  توجهی نداشته‌اید. این یک تلنگر جدی برای توجه بیشتر بر روی خودمان است.
روز دوم:
در این روز بر روی کاغذ حداقل پنج عادت خوب و پنج عادت بد خود را که در روابط شما تأثیرگذار بوده‌اند را یادداشت کنید. این کار به ما کمک می‌کند از زاویه‌ی دیگری به این مسائل بپردازیم. لایه‌های مختلفی در روابط ما با دیگران وجود دارد. پرداختن به این موارد مارا در مسیر بهبود روابط قرار می‌دهد به‌شرط اینکه بدون هیچ تخفیفی نسبت به نوشتن آن  اقدام کنید. کسی قرار نیست به این نوشته‌ها دست یابد پس با خیال راحت و با شفافیت بیشتری آن را اجرا کنید.
روز سوم: 
پس از گذشت دو روز، بهترین زمان برای نوشتن تصمیمات تأثیرگذار زندگی‌مان است. پنج تصمیم خوب و پنج تصمیم بد که مستقیماً بر روی زندگی‌تان تأثیر گذاشته است را یادداشت کنید. صادقانه این کار را انجام دهید. شما در مرحله‌ی مهمی قرار دارید. اعتماد کردن به خود برای نمایش نقاط قوت و نقاط قابل‌بهبود می‌تواند به خواست ما جهت تغییرات لازم کمک کند. 
روز چهارم: 
امروز روز نوشتن ده خصوصیت مؤثری است که شما در افراد موفق اطراف خود و یا سطح جهان مشاهده می‌کنید و مطمئن هستید این خصوصیات، آنها را در مسیر رسیدن به جایگاه فعلی خود کمک کرده است. ممکن است پیدا کردن این خصوصیات کمی زمان ببرد. اما حتماً پس از چهار روز شما آمادگی لازم برای شروع تغییرات را در خود احساس می‌کنید.
روز پنجم:
شاید قابل حدس باشد. در این روز باید ده عادت مؤثر را یادداشت کنید. همانند روز گذشته این را ادامه دهید تا با 10 عادت افراد موفق آشنا شوید.
روز ششم:
در این روز بر روی کاغذ خود ده مورد از تصمیماتی که فکر می‌کنید می‌تواند سرنوشت شمارا تغییر دهد یادداشت کنید. توجه داشته باشید این تصمیمات به یکسری مقدمات احتیاج دارد و باید مرحله‌به‌مرحله به سمت نتیجه‌ی موردنظر حرکت کند.
روز هفتم:
روز آخر،  روز نتیجه‌گیری است. روزی است که ما پس از یک هفته تمرکز و توجه به عملکرد خودمان می‌توانیم بدون تعصب تلاشمان را برای شروع تغییر آغاز کنیم. تغییر باور اولین گام برای دست‌یابی به هویت جدید است. شروع برای به‌دست آوردن یک هویت جدید به معنی این است  که ما بی‌اثر بودن گذشته‌ی خود را و دور شدن از  مسیر رسیدن به موفقیت قبول کرده‌ایم.   
حالا موفقیت از هر زمان به ما نزدیک‌تر است …